بی مخ های توده ای و 28 مرداد

Image


حمله ی توده ای ها با چوب و چماق به مردم در بیست و هشت مرداد ۱۳۳۲ ( به شباهت عکس با تصاویر امروز طرفداران اخوان المسلمین مصر توجه کنید !!!)

دنباله گفتگوها با نمایندگان شرکت نفت انگلیس و ایران و دیگر شرکت‌های کلان نفتی گیتی نشان داد که ایران از دیدگاه فنی و پرسنل در جایگاهی نبود که بتواند صنعت نفت ایران را سازمان دهد و اداره کند.
کنسرسیوم نفتی بنیان شد که از سوی شرکت ملی نفت ایران، مدیریت حوضه‌های نفتی جنوب و پالایشگاه آبادان را در دست گرفتند.
شرکت ملی نفت ایران، مدیریت نفت شاه و پالایشگاه کرمانشاه و شبکه پخش نفت و بنزین در داخل کشور را عهده‌دار شد.
شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی شرکت ملی نفت ایران را برای کاوش نفت در منطقه‌های دیگر کشور که در قرارداد کنسرسیوم نبودند گماردند،
برپایه این نوآوری خردمندانه شاهنشاه یک صنعت نفت جدا از کنسرسیوم در ایران ایجاد شد.
در دهمین سالروز انقلاب شاه و مردم شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی اعلام داشتند که روش مدیریت کنسرسیوم علیه منافع ایران بوده‌است.
پس از این سخنرانی، گفتمان‌ها با اعضای کنسرسیوم، به برچیده شدن کنسرسیوم انجامید.
شرکت ملی نفت ایران مدیریت نفت جنوب و پالایشگاه آبادان را برعهده گرفت.
کمپانی‌های کنسرسیوم از این تاریخ یکراست از شرکت ملی نفت ایران، نفت خریداری کردند.
بیست و دو سال پس از تصویب قانون ملی شدن نفت، ایران به کنترل کامل برروی صنعت نفت خود دست یافت.

محمد مصدق در نامه‌ای به مجلس شورای ملی در ۲۰ آبان ۱۳۳۱، هدف‌های این سازمان را برای نمایندگان مجلس توضیح داد و در یک ماده واحده ؛ خود لایحه ی خود تصویب را که پیشتر تصویب کرده بود و به اجرا گذاشته بود. نامه مصدقکه به وسیله وزیر کشور ناظرزاده خوانده شد می‌گوید:
((… اوضاع حاضرکه گزارشهای واصله به دولت چگونگی آن را آشکارمی‌سازد و قطعیت تصمیم و شدت عمل را در اجرای مقررات جاریه ایجاب می‌کرد البته نرمی و مدارا در موقع خود بسیارمستحن و پسندیده‌است ولی در غیرموقع زیان آور خواهد بود. ****خشونتی که برای ارعاب آزادیخواهان و اختناق مردم بعمل بیاید بسیار ناپسنداست. ولی وقتی برای حفظ آزادی عمومی باشد نباید موجب نگرانی افراد بشود***** در حقیقت در لایحه قانونی امنیت اجتماعی این نکته در نظرگرفته شده‌است که مرتکبین جرائم اولا بکیفر خود برسند و در ثانی بطور قطع در اسرع وقت و بی آنکه فرصت توطئه و مواضعه ایی داشته باشند کیفر خود را ببینند. این بود مختصری از آنچه وضع مقررات لایحه قانونی امنیت اجتماعی را ایجاب می‌کرد و دولت همانطور که پیش بینی کرده و تا این تاریخ عمل نموده‌است تا انقضاء اعتبار لایحه قانونی اجرای آن را ضروری می‌داند اینک لایحه امنیت اجتماعی را برطبق ماده واحده قانون اعطای اختیارات مصوب بیستم مردادماه ۱۳۳۱ تلوا تقدیم می‌دارد.
نخست وزیر. دکتر محمدمصدق

 

preview

چماقها را در هوا میگردانند.چماق کشان دارند بر علیه ” کودتا ” لابد می ایستند.چماق کشان مجسمه ها را به زیر میکشند.مجسمه پادشاه فقید ایران را در…
28 مرداد 32 است.چماق ها در هوا گردانده میشود.شعبان جعفری هنوز در زندان است.شاید او را ازاد کردند چون خوب بلد بود چگونه با زبان چماق کشان با آنها حرف بزند.شعبون بی مخی که مخش به او میگفت باید حکومت را از این چماق کشان ابله پس گرفت…و تاریخ مانند جریان زلال یک نهر،در بستر زمان و مکان جاریست..تاریخ نه فریب میدهد نه فریب میخورد

 

 

روز شمار امرداد ۱۳۳۲-امضا فرمان عزل

Tags

Image

۱۸ امرداد ۱۳۳۲ لاورنتیف با محمد مصدق توافق کردند که یک گروه نمایندگی از مسکو به ایران بیایند و درباره پشتیبانی اقتصادی ایران گفتگو کنند و هم چنین پیشنهاد کرد که ۱۱ تن طلای ایران که دولت شوروی هنوز پس نداده بود به ایران بازگردانده شود.

۱۹ امرداد ۱۳۳۲ به هنگام همه‌پرسی در شهرستان‌ها برای انحلال مجلس شورای ملی، تظاهرات گسترده‌ای علیه قانون‌شکنی دولت و کوشش برای بستن مرکز قانونگذاری در بیشتر شهرها روی داد که بر اثر آن بسیاری کشته و زخمی شدند. در همین روز حسین فاطمی وزیر امور خارجه اعلام کرد که دو دولت ایران و شوروی برای پایدار کردن روابط دوستانه بین دو کشور توافق کردند که نمایندگان ایران و شوروی برای از میان برداشتن همه ناهمگونی‌های موجود، در تهران نشستی برگزار کنند و به مسائل مورد علاقه رسیدگی کنند.

۲۰ امرداد ۱۳۳۲ شاهنشاه با هواپیمای ویژه به رامسر پرواز کردند.

۲۲ امرداد ۱۳۳۲ شاهنشاه برای پایان دادن به وضع هراس‌انگیز و آشفته کشور، فرمان عزل مصدق و فرمان نخست‌وزیری سرلشکر زاهدی را توشیح فرمودند و مقرر شد که سرهنگ نصیری رئیس گارد شاهنشاهی حکم‌های عزل مصدق و نخست‌وزیری سرلشکر زاهدی را ابلاغ کند. در همین روز نخستین نشست مشترک نمایندگان ایران و شوروی برای از میان بردن اختلاف‌های میان دو کشور، در کاخ وزارت امور خارجه برقرار شد.

۲۳ امرداد ۱۳۳۲ محمد مصدق در پیامی از رادیو تهران گفت که سرانجام رفراندوم انحلال مجلس هفدهم است. به دستور مصدق شمار تانک‌های نگهبان کاخ سعدآباد به چهار کاهش یافت و دوازده تانک به پاسداری از خانه مصدق پرداختند. 

توضیح عکس : 
مصدق فرمان عزل خود را امضا میکند و همزمان دستور دستگیری نخست وزیر قانونی را صادر میکند !!!!

 

araabd 

 

 

عزل مصدق از نگاه عباس میلانی:قانونی یا غیرقانونی

945949_655706974439445_460188560_n
۱۷ امرداد ۱۳۳۲ 
ابوالحسن حائری‌زاده نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد نوشت و در آن از سازمان ملل درخواست کمک برای نجات ایران کرد. 
“.. محمد مصدق که به موجب رأی مجلس شورای ملی ایران به نخست‌وزیری انتخاب شده بود در تاریخ ۱۷ خردادماه ۱۳۳۲ طبق اختیاری که در قانون اساسی ایران به مجلس داده شده به اتهام ایراد شکنجه و آزار بدنی زندانیان و پایمال ساختن اعلامیهٔ حقوق بشر مورد استیضاح قرار گرفته و برای جوابگویی به مجلس خوانده شد ولی نامبرده چون احساس نمود که در مجلس شورای ملی فاقد اکثریّت است، برخلاف قانون اساسی ایران از حضور در مجلس استنکاف و اعلام داشت که پارلمان را منحل خواهد نمود و برای اجرای مقصود خود و جلوگیری از قیام ملت، مخالفان سیاسی خود را دستگیر و زندانی نمود و مطبوعات آزاد را توقیف و مدیران آنها را تبعید ساخت
و، در حالی که هیچگونه آزادی عقیده و عمل برای هیچکس وجود نداشت، در سایهٔ قدرت حکومت پلیسی و نظامی، با کمک حزب کمونیست (توده) و تمام وسائل دولتی، به مفتضح‌ترین صورتی اقدام به رفراندم عجیبی نموده و کیسه‌های رأی را مانند کشورهای دیکتاتوری دیگر به نفع خود پرساخت و اکنون قصد دارد به اتکای این عمل خلاف قانون اساسی ایران یک رژیم خشن دیکتاتوری کمونیستی را بر ملت وطن‌پرست ایران مسلط سازد…”


در دوران فترت مجلس همانطور که حقوقدانانی چون صدیقی و سنجابی گفته اند، عزل و نصب وزرا با پادشاه است. ضمن انکه مصدق خود به این قانون اگاه بوده و در نامه ای به در بار از شاه میخواهد از این حق استفاده کند

در دوران فترت مجلس همانطور که حقوقدانانی چون صدیقی و سنجابی گفته اند، عزل و نصب وزرا با پادشاه است. ضمن انکه مصدق خود به این قانون اگاه بوده و در نامه ای به در بار از شاه میخواهد از این حق استفاده کند

 
 


دکتر عباس میلانی: اين را به صورت قاطع مى توانم
بگويم- كه من نامه اى پيدا كرده ام از خود مصدق خطاب به شاه. در واقع نه به صورت مستقيم خطاب به شاه بلكه خطاب به هژير- رئيس دربار- نوشته است. اما مخاطبش شاه بوده است. وقتى كه اينها در دربار تحصن مى كنند، بعد از آن تحصن، مصدق نامه اى به شاه مى نويسد و مى گويد كه الان مملكت در دوران فترت است و مجلس فعال نيست، شما اين حق را داريد كه نخست وزير را منصوب كنيد. چرا نخست وزير خدمت كار منصوب نمى كنيد؟يعنى خود مصدق به تصريح آن نامه، اين حق را مى پذيرد./// مى پذيرد كه شاه حق عزل و نصب را در دوران فترت دارد، در دورانى كه مجلس وجود ندارد.
 

روز شمار امرداد ماه ۱۳۳۲

Tags

Image

 

روز شمار امرداد ماه ۱۳۳۲ :
۵ امرداد ۱۳۳۲ 
محمد مصدق در رادیو درباره وضع نابسامان مجلس شورای ملی سخن گفت و اعلام کرد که برای انحلال مجلس رفراندوم برگزار خواهد کرد و از مردم دیدگاهشان را درباره انحلال مجلس خواهد خواست.

۸ امرداد ۱۳۳۲ 
نمایندگان اقلیت مجلس شورای ملی علیه تصمیمات مصدق نخست‌وزیر درباره رفراندوم اعلام جرم کردند.

۱۰ امرداد ۱۳۳۲ 
اناتولی لاورنتیف [۸۵]سفیر نوین اتحاد جماهیر شوروی به پیشگاه شاهنشاه در دربار شرفیاب شد و استوارنامه خود را تقدیم داشت. لاورنتیف در سال ۱۹۴۸ سفیر شوروی در چکسلواکی بود، وی به قدرت رسیدن کمونیست‌ها و سرنگونی دکتر ادوارد بنش پرزیدنت چکسلواکی را سازمان داد. دکتر بنش مانند مصدق در ایران یک حکومت جبهه ملی برقرار کرد. با اعتصاب‌ها و تظاهرات همگانی، حزب کمونیست دکتر بنش را وادار کرد تنها وزیران کمونیست در کابینه‌اش برگزیند. سپس استالین ممنوع کرد که دکتر بنش کمک فنی و اقتصادی از امریکا دریافت کند، هم‌زمان با این جریان در چکسلواکی، در ۲۹ تیر ۱۳۳۲ حزب توده از مصدق خواست که همه قراردادهای اقتصادی و نظامی با امریکا لغو و رابطه با امریکا گسسته شود. ۱۷ خرداد ۱۳۳۲ دکتر بنش را وادار کردند که یک قانون اساسی کمونیستی امضا کند، دکتر بنبش قانون اساسی کمونیستی را امضا نکرد و از ریاست جمهوری کناره‌گرفت. محمد مصدق نیز یک هیات هشت نفری راه انداخت که تفسیر نوینی از قانون اساسی مشروطه بکنند. لاورنتیف که تجربه به قدرت رساندن کمونیست‌ها در چکسلواکی را با پیروزی انجام داده بود، اکنون در این زمان به ایران آمد که تجربه خود را در اختیار دولت مصدق قراردهد. در همین روز نشستی در خانه آیت‌الله کاشانی شب هنگام با ترکیدن بمبی بهم خورد و مخالفان و موافقان دولت و آیت‌الله کاشانی با سنگ و چوب به جان یکدیگر افتادند و در این ماجرا یک نفر کشته و بسیاری به سختی زخمی شدند.

۱۱ امرداد ۱۳۳۲ 
عبدالله معظمی رئیس مجلس شورای ملی در بیانیه‌ای از ریاست و نمایندگی مجلس شورای ملی کناره گرفت.

۱۲ امرداد ۱۳۳۲
بنا به تصمیم دولت محمد مصدق، همه‌پرسی برای انحلال مجلس شورای ملی در تهران انجام شد. همه‌پرسی در شهرستان‌ها به روز ۱۹ امرداد فرافکنده شد.

۱۳ امرداد ۱۳۳۲
شاهنشاه به مناسبت جشن مشروطیت در بیانیه رادیویی به ملت ایران گفتند: “ملت ایران در راه مشروطیت و آزادی از نثار خون خود دریغ نورزید. از این رو برای حفظ این آزادی و مشروطیت نباید از هیچگونه تلاش و کوشش و فداکاری خودداری کنید.” 

*****توضیح عکس :
تقلب محمد مصدق نخست‌وزیر در انتخابات با گذاشتن دو جعبه دور از هم برای آری و یا نه و عکسبرداری از کسانی که نه رای آنهاست ( به شباهت این رفراندم با همه پرسی جمهوری اسلامی توجه کنید)

اصلاحات ارضی و دکتر مصدق

Tags

Image

برنامه اصلاحات ارضی دو مخالف بزرگ داشت : 
مالکان بزرگ و دیگری روحانیون و موقوفات مذهبی که ۷۰٪ زمین‌های کشاورزی را در اختیار داشتند، یعنی کسانی که ثروت خود را از راه دسترنج کشاورزان اندوخته‌ بودند.
نخستین مخالفت با اصلاحات ارضی به وسیله محمد مصدق ((بزرگ فئودال ایران)) سازمان داده شد. 
مصدق با اختیاراتی که از مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم بدست آورده بود لایحه‌های خود را تصویب می‌کرد و به اجرا می‌گذاشت. 
لایحه ازدیاد سهم کشاورزان به وسیله محمد مصدق علیه تقسیم اراضی شاهنشاه طراحی شد. 
برپایه این لایحه مالکیتزمین همچنان در دست مالکین بزرگ می‌ماند. تا آن زمان مالک بزرگ ۱۰۰٪ بهره مالکانه می برد، با این لایحه مصدق خواست که سهم مالکان ۸۰٪ بشود، ۱۰٪ به کشاوز داده شود و ۱۰٪ برای امور چرخاندن دهات برای ساختن مسجد و غیره داده شود. 
با برنامه تقسیم اراضی، مالکیت به کشاوز داده می‌شد و بهره ۱۰۰٪ از آن کشاورز می‌شد.
محمد مصدق ((بزرگ فئودال ایران)) با بکار بردن همه امکانات سیاسی خود کوشش کرد که برنامه اصلاحات ارضی شاهنشاه را از میان بردارد. 
مصدق، وزیر دربار حسین علا را که مسئول به انجام رساندن برنامه‌ریزی اصلاحات ارضی بود را برکنار کرد و ۱۱ امرداد ۱۳۳۲ با اختیاراتی که داشت املاک سلطنتی و کاخ‌های سلطنتی را مصادره کرد.
پس از سقوط محمد مصدق و روز رستاخیز ملی ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ ، اصلاحات ارضی و عمران کشور ادامه یافت و شاهنشاه در زادروز خود ۴ آبان ۱۳۳۲ در کاخ مرمر ۱۶۰۰ کشاورز را فراخواندند و سند مالکیت زمین‌هایی را که روی آن کار می‌کردند را بدانها اعطا کردند.دیگر ضدیت با اصلاحات ارضی از سوی ((روح‌الله موسوی خمینی)) پس از اعلام منشور شش ماده‌ای انقلاب شاه و مردم و رای مردم ایران به تصویب آن آغاز شد که در شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به زد وخورد میان ارتش با پشتیبانی مردم علیه هواخواهان خمینی به پایان رسید. 
در این مرحله اصلاحات ارضی مالکان بزرگ می بایستی که زمین‌ها را به کشاورزانی که روی آن کار می‌کردند بفروشند، با پایان این فاز همه کشاورزان ایران صاحب زمین‌هایی که روی آن کار می‌کردند شدند. 
*****توضیح ضروری*******
نکته اساسی در این بحث آن است که تئوریسین و طراح اصلی این مخالفت ها نه محمد مصدق بودونه روح الله خمینی بلکه زنی بود انگلیسی به نام آن لمبتون که به عنوان ایرانشناس و محقق سالها در سفارت انگلستان در ایران میزیست و هم در برکناری رضا شاه کبیر و هم در پی ریزی تئوری حکومت اسلامی در ایران پیشگام بود و هست برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب مطالعه بیشتر را به درگاه رادیو فردا و مطلبی که در رثای این موجود در آن سایت نگاشته شده ارجاَع میدهم : 
http://www.radiofarda.com/content/o2_lampton_iran/458792.html

بود با استناد به اسناد مجلس شورای ملی و زندگی نامه محمد مصدق – از تولد تا پایان تحصیلات و اخذ تابعیت سویس ص. ۱۱۸-۱۱۶
و همچنین خاطرات سیاسی و تاریخی – انتشارات فردوسی ۱۳۶۲ – ص. ۸۶ – ۸۵
در می یابیم که :
در ایران بیش از ۹۰ مالک بزرگ یا فئودال یا زمین‌دار بزرگ وجود داشت…..

نام ده بزرگترین فئودال‌های ایران بدین قرار است:

۱- حضرت اقدس والا آقای عضدالسلطان – شوهر خواهر محمد مصدق
۲- حضرت مستطابه علیه عالیه، حضرت علیا، دامت شوکت‌ها، زن مظفزالدین شاه، خاله محمد مصدق
۳- حضرت والا آقای فرمانفرما – دایی محمد مصدق
۴- جناب آفای امام جمعه – برادر زن محمد مصدق
۵- جناب حاجی ناصرالسلطنه – برادر شوهر مادر محمد مصدق
۶- جناب مستطاب اجل آقای وزیر دفتر ( میرزا حسین) – برادر محمد مصدق
۷- نجم‌السلطنه – مادر محمد مصدق
۸- جناب آقای ظهیرالاسلام – برادر زن محمد مصدق
۹- جناب وکیل‌الملک (میرزا فضل‌الله) – شوهر مادر محمد مصدق
۱۰- جناب محمد مصدق‌السلطنه

1098220_563534793705634_1773627877_n

 

Araabd 

 

 

نخست وزیر مصدق و مخالفان

Tags

Image

محمد مصدق در سفرش به امریکا دیداری با پرزیدنت ترومن داشت و از ترومن درخواست پشتیبانی کرد.
دولت ترومن که پنداشت محمد مصدق مبارزی علیه کمونیسم در ایران است، ۲۳،۴ میلیون دلار در چهارچوب برنامه اصل چهار به دولت مصدق داد و هم‌چنین در پیداکردن راهی برای بیرون آمدن از بن‌بست نفت، پیشنهاد مشترک ترومن چرچیل را نیز به تهران فرستاد.
پیشنهاد بانک بین‌المللی( بازسازی و توسعه ) به عنوان سازمان بی‌طرف که برای دو سال مدیریت نفت ایران را برعهده گیرد تا کشور ایران درآمد نفت داشته باشد و دیگر پیشنهادهای ارزنده که نگهدار منافع ایران بود را محمد مصدق رد کرد.
به جای اینکه به توافقی در مسله نفت بیابد، محمد مصدق ؛ اختیارات تامی از مجلس شورای ملی گرفت تا ایران را با فرمان ( شبیه حکم حکومتی رهبر) اداره کند و مجلس سنا را منحل کرد.

سازمان پلیس مخفی به نام ((امنیت اجتماعی)) برپا کرد و با رفراندوم غیرقانونی مجلس شورای ملی را منحل کرد تا با حذف امنیت سیاسی نگاهبان نمایندگان مجلس، به آسودگی بتواند مخالفان سیاسی خود را از میان بردارد. این سیاست ها بود که در روز ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ به سقوط محمد مصدق انجامید.

محمد مصدق برای قلع و قمع مخالفان با استفاده از اختیاراتی که داشت سازمانی به نام سازمان امنیت اجتماعی بوجود آورد :
که به موجب آن کمیسیونی که اعضای آن را مقامات اداری (نه قضایی، مرکب از فرماندار و رییس شهربانی و فرمانده ژاندارمری و دادستان محل) تشکیل می‌دادند می‌توانستند هر فردی را به هر دلیلی مخل امنیت تشخیص داده و برای مدت طولانی نفی بلد کرده و از محل سکونت خود به نقاط بد آب و هوا تبعیدکنند. در این کمیسیون‌ها متهمین هیچگونه حق و حقوقی از خود (از جمله استفاده از وکیل) را نداشته و اصول آیین دادرسی کیفری رعایت نمی‌گردید. حتی تحقیق از متهم و حضور او در کمیسیون نیز ضروری نبود. آنها فقط می‌توانستند پس از اعزام به محل تبعید، به رای صادره به دادگاه‌های استیناف عرض حال بدهند. در واقع قانون مصدق یک کمیسیون اداری را جانشین یک دادگاه صالحه کرده بود

محمد مصدق در نامه‌ای به مجلس شورای ملی در ۲۰ آبان ۱۳۳۱، هدف‌های این سازمان را برای نمایندگان مجلس توضیح داد و در یک ماده واحده ؛ خود لایحه ی خود تصویب را که پیشتر تصویب کرده بود و به اجرا گذاشته بود. نامه مصدقکه به وسیله وزیر کشور ناظرزاده خوانده شد می‌گوید:
((… اوضاع حاضرکه گزارشهای واصله به دولت چگونگی آن را آشکارمی‌سازد و قطعیت تصمیم و شدت عمل را در اجرای مقررات جاریه ایجاب می‌کرد البته نرمی و مدارا در موقع خود بسیارمستحن و پسندیده‌است ولی در غیرموقع زیان آور خواهد بود. ****خشونتی که برای ارعاب آزادیخواهان و اختناق مردم بعمل بیاید بسیار ناپسنداست. ولی وقتی برای حفظ آزادی عمومی باشد نباید موجب نگرانی افراد بشود***** در حقیقت در لایحه قانونی امنیت اجتماعی این نکته در نظرگرفته شده‌است که مرتکبین جرائم اولا بکیفر خود برسند و در ثانی بطور قطع در اسرع وقت و بی آنکه فرصت توطئه و مواضعه ایی داشته باشند کیفر خود را ببینند. این بود مختصری از آنچه وضع مقررات لایحه قانونی امنیت اجتماعی را ایجاب می‌کرد و دولت همانطور که پیش بینی کرده و تا این تاریخ عمل نموده‌است تا انقضاء اعتبار لایحه قانونی اجرای آن را ضروری می‌داند اینک لایحه امنیت اجتماعی را برطبق ماده واحده قانون اعطای اختیارات مصوب بیستم مردادماه ۱۳۳۱ تلوا تقدیم می‌دارد.
نخست وزیر. دکتر محمدمصدق

 

صنعت نفت و 28 مرداد

Tags

Image

 

 

ملی کردن صنعت نفت ایران یکی از مهمترین گام‌های اقتصادی در تاریخ نوین ایران بود. گفتگوها درباره ملی کردن نفت بیشتر با احساسات همراه بود به جای اینکه برپایه تکنیک و خرد و دانش استوار باشد. آغاز این گفتگوها احساس بسیاری از مردم ایران بود که منابع نفت به وسیله خارجیان چپاول می‌شوند و سهمیه‌ای که حق ملت ایران است، پایمال می‌شود. احساسات مردم که حقوق ملت ایران پایمال می‌شود را گروهی به سرکردگی محمد مصدق از آن سواستفاده کردند تا به هدف‌های سیاسی خود برسند.
محمد مصدق که در هنگام اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی پشتیبان دادن امتیاز نفت به شوروی بود پس از رد شدن آن به وسیله مجلس شورای ملی، موازنه منفی را پیش کشید. 
موازنه منفی بدین معنا است اگر ایران به شوروی امتیاز نفت شمال نمی‌دهد بنابراین امتیاز نفت جنوب از انگلیسی‌ها باید گرفته شود تا موازنه برقرارگردد. 
این سیاست موازنه برپایه ایده از زمان قاجار بود که بهترین برای ایران آن است که میان رخنه سیاسی روسیه و انگلیس موازنه برقرار باشد. 
این اندیشه‌ سیاسی زمان قاجار با روند و اندیشه سیاسی محمدرضا شاه پهلوی ناسازگار بود. پس از آنکه شوروی جنبش‌های جدایی‌خواهی در استان‌های شمالی ایران و آذربایجان براه انداخت و خروج ارتش سرخ شوروی از ایران پس از پایان جنگ جهانی دوم با یاری ایالات متحده امریکا انجام پذیرفت، برای شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی آشکار بود که همکاری با دنیای غرب، حاکمیت ارضی و استقلال ایران را تضمین خواهد کرد.
براین پایه گفتگوها با شرکت نفت انگلیس و ایران در آغاز برای بدست آوردن درآمد بیشتر از نفت و ویژه ساختن آن برای برنامه عمرانی اول تا یک برنامه عمرانی برای رفاه مردم جنگ‌زده و بازسازی کشور ویران شده برنامه‌ریزی شود. 
گفتگوها با شرکت نفت انگلیس و ایران به لایحه ((گس – گلشاییان )) انجامید که درآمد ایران از نفت را دوبرابر می‌ساخت. 
برای اینکه لایحه گس – گلشاییان تصویب نشود، محمد مصدق و اعضای اقلیت و سپس جبهه ملی با همکاری حزب توده، سبب کناره‌گیری چهار نخست‌وزیر و کشتن نخست‌وزیر علی رزم‌آرا شدند.
کسانی که برای ملی کردن یا ناسیونالیزه کردن نفت پروپاگاند می‌کردند بدون اینکه شمایی از معنای ناسیونالیزه کردن داشته باشند، لایحه ملی کردن نفت را به تصویب مجلس شورای ملی رساندند.

**** شرح عکس 
تشکیل هیات دولت در اتاق خواب مصدق 

((مصدق شصت سال تمام مردم را با زير پتو رفتن و غش و ضعف رفتن و اين ادا و اطوارها منتر خودش کرد. شامورتي‌بازي مصدق بي‌نظير بود
ما چه ملت ساده‌اي هستيم که در سال 2012 هنوز هم اين مزخرفات را قبول مي‌کنيم که مصدق قهرمان بود.))
پیروز مجتهد زاده



گروهی به نام هیات مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران مانند کودکانی به دفتر شرکت نفت انگلیس و ایران در آبادان رفتند، گوسفندی را سربریدند، پرچم ایران را به اهتزاز درآوردند، سرود شاهنشاهی را نواختند و به آگاهی کارمندان و کارگران رساندند که صنعت نفت ایران ملی شده است و آنها از هم‌اکنون کارمندان و کارگران شرکت ملی نفت ایران هستند. 
*هیچ‌کس برای ایرانیان روشن نکرد که شرکت نفت انگلیس و ایران یک شرکت سهامی خصوصی است که مرکز آن در لندن است و در سراسر گیتی امتیاز نفت و پالایشگاه و نفتکش و دیگر ابزارهای تولید و فروش را دارد.
** هیچ‌کس برای ایرانیان روشن نکرد که با اشغال ساختمان اداره شرکت در آبادان، شرکت نفت انگلیس و ایران به پایان نمی‌رسد، و قرارداد کاری کارمندان و کارگران با شرکت نفت انگلیس و ایران باقی خواهد ماند. 
***هیچ‌کس برای ایرانیان روشن نکرد که قراردادهای خرید نفت ایران کماکان میان خریداران نفت و شرکت نفت انگلیس و ایران باقی خواهد ماند. 
محمد مصدق همواره از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران در سخنانش نام برد و ملت را در این باور نگاه داشت که شرکت نفت انگلیس و ایران دیگر وجود ندارد.
نخست نمایندگان شرکت نفت انگلیس و ایران به تهران آمده تا مسله‌های بوجود آمده را از میان بردارند ولی محمد مصدق پای نمایندگان دولت انگلیس را به میان کشید تا در این گفتمان‌ها یاری کنند. پس از آنکه محمد مصدق پیشنهادهای نمایندگان شرکت و دولت انگلیس را رد کرد، دوباره برای ملت ایران این پنداشت را بوجود آورد که جنگی میان استعمار و ایرانیان آزادیخواه در شرف روی داد است. 
در برابر دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد که بدانها دولت انگیس دادخواست علیه ایران داده بود، محمد مصدق گفت که این دادخواست به دولت ایران و یک شرکت خصوصی مربوط است که نشان می‌دهد که به درستی از شرایط حقوقی این دعوی آگاهی داشته است و مردم بخت‌ برگشته ایران را در تاریکی و جهالت نگاه‌داشته‌ است.
….. ادامه دارد 
توضیح عکس : مصدق و هندرسن سفیرکبیر ایالات متحده در ایران

araabd

از جبهه ملی تا 28 مرداد

Tags

Image

سخنان شاهدان معتبر تاریخی و به نوعی همرزمان دکتر مصدق در باره آنچه که او میخواست انجام دهد !

…اکنون موقع تمام این استدلال‌ها گذشته است زیرا نیت باطنی جناب دکتر مصدق برهمه آشکار شده است. ایشان قبلا یک رفراندوم غیرقانونی برای انحلال مجلس دوره هفدهم انجام می‌دهند و به وسیله صندوق‌سازی و جعل و تزویر و یا ارعاب و تهدید مردم مقداری رای جمع می‌کنند و مجلس را منحل می‌سازند و پس از مدتی به عنوان این که این قانون اساسی مطابق شئون امروزی کشور نیست و باید تغییر کند یک رفراندوم دیگری می‌گنند و چون عمل غیرقانونی رفراندوم اولی مورد قبول اجباری واقع شده است به رفراندوم دومی هم به استناد اولی جنبه قانونی می‌دهند و برطبق آن آرزوی مکتوم دیرین خود را که همان تشکیل یک مجلس موسسان باشد عملی می‌نمایند و انتقام خانواده مادری خود یعنی سلسله قاجاریه را از خانواده پهلوی می‌گیرند – و البته در این ضمن هم فرصت کافی خواهند داشت که مسله نفت را به دلخواه جناب دکتر فلاح و جناب بیات و اقران آنها و برطبق میل ارباب آنها یعنی دولت فخیمه انگلیس حل کنند و غرامت را بپردازند تا پایه‌های حکومت جمهوری خویش را استوار سازند ولی در تمام این خیالات دور و دراز جناب آقای مصدق از دو موضوع مهم غافل هستند، اول موضوع خداوند متعال است – خدا به ملت ایران ترحم کرد و اراده نمود که زنجیرهای استعمار را پاره نماید و ملت ایران موفق به اینکار شد و ما یقین داریم که خداوند متعال اجازه نخواهد داد بار دیگر این زنجیرهای پاره شده به وسیله اشک‌های تمساحی جناب آقای دکتر مصدق لحیم شود و به گردن و دست و پای ملت ایران بیفتد. موضوع دوم مرگ است که توضیح زیادی لازم ندارد و ما فقط برای تذکر جناب آقای دکتر مصدق به ذکر دو بیت شعر از شاعر هم شهری خودمان که در مورد نادرشاه افشار گفته است اکتفا می‌کنیم:
سر شب به دل قصد تاراج داشت /سحرگه نه تن سر نه تن تاج داشت .
به یک گردش چرخ نیلوفری/ نه نادر بجا ماند و نه نادری

مجلس شورای ملی پنجشنبه اول امرداد ۱۳۳۲ – سخنان دکتر معظمی رئیس مجلس شورای ملی

****** توضیح ********
((عبدالله معظمی رئیس مجلس شورای ملی در دوره هفدهم و نایب رئیس در دوره شانزدهم، از اعضای جبهه ملی و هواداران دکتر محمد مصدق))



پس از شکست در جداسازی آذربایجان و دیگر استان‌های شمالی ایران، شوروی برآن شد که یک برنامه سیستماتیک و دراز مدت در ایران پیاده کند، برای این کار، حزب توده با دپارتمان‌های گوناگون، مانند کمیته ترور، کمیته افسران توده‌ای در ارتش و شهربانی، کمیته سازمان دادن به سندیکاها، کمیته در دست گرفتن آموزش و پرورش با رخنه در میان آموزگاران دبستان دبیرستان و به ویژه دانشگاه و کمیته رخنه در میان کارمندان دولت در وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و وابسته به دولت، در سطح سیاسی و حزبی را بنیان گذاشت.
پس از اینکه حزب توده غیرقانونی اعلام شد، محمد مصدق‌السطنه بزرگ فئودال ایران با پشتیبانی شوروی در ایران “ناسیونال فرانت” یا جبهه ملی را راه انداخت.
جبهه ملی در ایران برپایه جبهه ملی در جمهوری دموکراتیک آلمان فرم داده شد.
اندیشه سازمان دادن جبهه ملی این بود که یک گروه سیاسی از رده بورژوا گرد هم آورده شوند که روسوفیل باشند (طرفدار شوروی) یا مخالف پیوند ایران با دنیای غرب باشند، مانند بقائی، مکی، مصدق و…
در آن زمان دو حزب در ایران وجود داشت که زیر نفوذ شوروی قرار داشتند، حزب توده و جبهه ملی.
حزب توده آشکار پشتیبان سیاست کمونیستی شوروی بود و مستقیم از مسکو دستور می‌گرفت در جایی که جبهه ملی با همان ماهیت هواداری از شوروی مانند حزب توده، سازش میان منافع ایران و شوروی را خواستار بود.
سیاست ویژه شوروی در ایران پشتیبانی از روحانیون و علمایی بود که گرایش به ایران اسلامی داشتند و با سیاست گرایش اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی به غرب مخالف بودند.
نخستین قربانی این سیاست احمد کسروی بود که مخالف علما و اسلام و حزب توده بود. قربانیان بعدی که مخالف حزب توده و شوروی بودند مانند محمد مسعود، احمد دهقان، هژیر نخست‌وزیر، رزم‌آرا نخست‌وزیر و علاء نخست‌وزیر (ترور علاء نافرجام بود) ترور شدند حتی از کشتن ولیعهد ایران، والاحضرت علیرضا پهلوی و سوقصد به جان شاهنشاه نیز ابایی نداشتند و ایران به مهمترین کارزار جنگ سرد دنیا دگرگون شد.

**** توضیح عکس : برگزاری مراسم سوگواری برای استالین مشابه عاشورای حسینی ! توسط طرفداران حزب توده


araabd

ریشه یابی ماهیت ولایت فقیه در ایران – مروری بر نقش صفویان

Tags

,

Image

در ابتدای این نوشته ذکر این نکته را لازم میدانم که توضیح ریشه های ماهیتی به نام ولایت فقیه و وجود آثاری از پیدایش این هویت در صفویه به معنای این نیست که سیاهی امروز ایران بر گردن صفویان است یا اینکه بخواهیم یک بلاهت و ندانم کاری ملی را از سر خود باز کنیم گردن صفویان بیندازیم.یادمان باشد امپراتوری بزرگ ایران یا پرشیا را صفویان برای اولین بار بعد از حمله اسلام و اعراب به ایران ، بر روی نقشه ژئوپلتیک جهان احیا کردند و نیز یادمان باشد در دوره حدوث و ظهور صفویان در ایران دو امپراتوری اشغالگر سنی مذهب متعصب به نام ازبکان و عثمانی در دو سوی ایران جولان میدادند و به قول دکتر جلال متینی شیعه مانند طنابی بود که ما را از ته چاه نجات داد ولی بعدها طنابی شد که دو گردن خود ما پیچید و ما را دارد خفه میکند!

شاید لازم باشد تاریخمان را با احترام دوباره خوانی کنیم.ضعفها را برشمریم و قوتها را تحسین کنیم ولی نادیده انگاشتن تاریخ و حقایقش و تخریب و خدشه دار نمودن این تاریخ همان است که دشمنان ایران به دنبال ان بوده و هستند.نقد تاریخ و دوباره خوانی آن برای یافتن زوایای مهجور سیر جامعه شناختی ایرانیان ، لازم و مفید به نظر میرسد.                                   

                                                                       

                                                 

                                                                      **************************************************

Image

 

در زمان قدرت گرفتن حكومت عثمانی و بیم شدید رومیان از اتحاد و گسترش كشورهای مسلمان جبهه جنگی از سوی صفویان برعلیه عثمانیان گشوده شد.

صفویان از نوادگان « شیخ صفی الدین اردبیلی» هستند.یكی از فرزندان شیخ به نام « اوزون حسن» با « كاترینا» دختر امپراتور روم ازدواج میكند. واساس پیوند خانوادگی خاندان صفویه با روم شرقی پی ریزی می شود.كاترینا به این شرط با اوزون حسن ازدواج می كند كه بر دین مسیحیت خود باقی بماند و فرزندان خود را مسیحی تربیت كند.آنان صاحب دختری می شوند به نام« مارتا» كه مارتای مسیحی مادر شاه اسماعیل می باشد.  پدراسماعيل” شيخ حيدر” زماني كه مقام رياست خانقاه اردبيل را بر عهده داشت شيعه زيدي بودكه مريدان تاتار به گردش جمع شدند اين مريدان كلاه قرمز بر سر داشتند بنا براين قزلباش نام گرفتند. تاتارها مردماني جنگجو،سنگدل و بي رحم بودند كه دين را به خاطر منافع مادي آن كه عبارت بود از غنائم جنگي و اسير كردن زنان و دختران پذيرفته بودند. شيخ حيدر براي اين قوم فتوي صادر كرد كه: “جهاد با اهل سنت يك واجب شرعي است و غارت اموال و اسير كردن و فروختن زنان و فرزندان آنها ثواب عظيم دارد”.

او با اين فتوي مرتكب جنايات فراواني شد.قتل ها و جنايات او به حدي رسيد كه سلطان يعقوب فرزند اوزون حسن ناچار به جنگ با وي شدو او را كشت و سربريده شيخ را در خيابان هاي تبريز گرداند تا خشم مردم را فرو نشاند. پس از آن خانقاه اردبيل تعطيل شد و مارتا همسر شيخ حيدر به همراه سه فرزندش به شيراز تبعيد شدند. برادران اسماعيل به انحاء مختلف كشته شدند و اسماعيل در هفت سالگي توسط هفت تن از تاتار كه از سران و فرماندهان برجسته قزلباش بودند به لاهيجان برده شد تا تحت تعليم و تربيت قرار گيرد. اگر چه مادرش مارتا هم نقش مؤثري در تربيت او داشت.

اين قزلباش ها اگر چه به شيعه زيدي مذهب معروف بودند اما سرمنشأ اعتقاد آنها( بكتاشيه) بود كه از وحدت وجود ابن عربي، تثليث مسيحيت، امام پرستي اهل حق و نيا پرستي تاتارها الهام مي گرفت .آنها شيخ طريقت كه رهبر ايشان بود را، روح خدا، و ذات معصوم و منزه و واجب الوجود وواجب الطاعه و بر مردم جهان داراي ((ولايت مطلقه)) مي دانستند.هفت تني كه اسماعيل را همراهي كردند از تاتارهاي آناتولي و هيچكدام ايراني نبودند اسماعيل را مريدانش از همان كودكي شاه لقب دادند.شاه در فرهنگ صوفيه به معناي شيخ طريقت و مرشد اعظم بود. اسماعيل در آن عالم كودكيش شاه ولايت دلهاي قزلباش تاتار آناتولي بود.خليفه هايش از او يك خداي مطاع ساخته بودند و وي را همچون بت مي پرستيدند.

تاتارهاي بيابانگرد كه از آناتولي به طور مخفيانه براي زيارت مرشدشان وارد ايران مي شدند نذر و نيازشان را به او نثار مي كردند، سر بر قدومش مي سائيدند، در پيشگاهش سجده مي كردند، جاي پاهايش را مي بوسيدند و از او بركت مي گرفتند. اسماعيل كم سن وسال هم در اثر اين رفتار مريدانش باورش شده بود كه يك ذات قدسي و آسماني و خدا گونه و مافوق بشري است.

او تحت تاثير سخنان مادرش و تحت تلقين شبانه روزي خليفه هاي تاتارش داستان كربلا و مظلوميت امامان شيعه و ستمگري هاي سني ها را برايش تعريف مي كردند و او در ذهن كودكانه خويش مجسم نمود كه عموم سني ها در برابر امام علي و امام حسين و جد و پدرش قرار گرفتند و آنها را كشتند. شنيدن مكرر چنين داستانها و تلقيناتي از اسماعيل يك موجود پرخاشگر و حيات ستيز ساخته بود. حدود پانصد سال پیش، در فروردين سال 881شمسي، شاه اسماعیل صفوی، در میان امواج جانبازان قزلباش، در حالي كه 13سال بيشتر سن نداشت، به تبریز وارد می شود و آغاز دوران حكومت خود را اعلام می كند.

نیز اعلام می كند كه از آن پس مذهب مردم تحت فرمان او تشیع امامی است و هركس اصول این مذهب جدید را قبول نداشته باشد از دم تیغ خواهد گذشت. او در مقابل مردم تبريز قرار گرفت و چنين گفت: « مرا به اين كار واداشته اند.خداي عالم و همه ائمه معصومين همراه من اند.من از هيچكس باك ندارم.به توفيق الله تعالي اگررعيت حرفي بگويند شمشير مي كشم و يك تن را زنده نمي گذارم.»  شاه اسماعيل همه مردم تبريز را به نماز جمعه دعوت كرد و با لحجه نيمه تركي نيمه فارسي به جمعيت حاضر در مسجد گفت: «از سنيان تبرا كنيد و به ابوبكر و عمر و عايشه لعنت بفرستيد.» مردم تبريز دست در گوش هاي خود كردند تا اين جملات را نشنوند حضرت شاه شمشير بلند كرد و فرياد زد : (( تبرا كنيد.)) اما كسي اطاعت نكرد .شاه از فراز منبر به قزلباشاني كه در ميان جمعيت و اطراف مسجد بودند دستور حمله داد و قزلباش همه نمازگذاران را در Imageمسجد قتل عام كردند. سپس سرگرم كشتن مردم كوچه و بازار شدند به قسمي كه از جمعيت 200هزار نفري تبريز 20هزار نفر به قتل رسيدند و زنان و دختران و پسران جوان آنها مورد تعرض جنسي نيروهاي قزلباش قرار گرفتند

كتاب «سفرنامه ونیزیان در ایران» می گوید: « با آنكه تبریزیان هیچ مقاومتی نكردند، بسیاری از مردم شهر را قتل عام كرد. حتی سربازان زنان آبستن را با جنین هائی كه در شكم داشتند كشتند. گور سلطان یعقوب (شاه قبلی آق قویونلو) و بسیاری از امیرانی كه در نبرد دربند (علیه شیخ حیدر، پدر اسماعیل) شركت كرده بودند، نبش كردند و استخوان هاشان را سوختند { این یكی از مجازات های رایج عصر تركمانان و صفویان است كه اصطلاح « پدر سوخته» از آن بیادگار مانده }. سیصد تن از زنان روسپی را به صف در آوردند و هر یك را دو نیمه كردند. سپس هشتصد تن را، كه در دستگاه الوند (شاه معاصر آق قویونلو) پرورش یافته بودند سر بریدند؛ حتی سگان تبریز را كشتار كردند و مرتكب فجایع دیگر شدند.» 

آنها مردم را به دو دسته خودي و غير خودي تقسيم كردند.هركس(( شيعه صفوي)) مي شد خودي به حساب مي آمد و هركس به آئين غير از آن بود غير خودي محسوب مي شد و دشمن به حساب مي آمد و اموالش تصاحب مي گرديد.

در تاريخ خاورميانه، از دوران اسكندر تا آن زمان هيچ قومي به وحشيگري و ددمنشي قزلباش نبود كه با مخالفان خود اينگونه رفتار كند. قزلباش به خانه يكي از اين غير خودي ها وارد شده چند خر نر و ماده حاضر آورده زن و دختر اورا برهنه در مقابل ديدگان مردم بر پشت خران ماده مي بستند،و در چنين وضعي از مرد بيچاره مي خواستند كه از ابوبكر و عمر و عايشه تبرا بجويد و گرنه ناموسش را به خر نر خواهند كشيد! اين كار را براي مولانا خفري بزرگترين فقيه شيراز هم تكرار كردند. قزلباش پيرمرد دانشمند به نام حسين كيا كه راضي به شيعه شدن نگرديد را به زن و دخترانش تجاوز كردند و او را در ميان همگان لخت نمودند و چند قزلباش پر زور به او تجاوز جنسي كردند، سپس بدنش را شيره ماليدند و در قفس آهنين در بندش كردند تا مورچه گان بدنش را آزار دهند. با اين رفتار قزلباش، كساني كه در آذربايجان مانده و توان فرار نداشتند به جمعي از بيماران رواني مبدل شده كه شديداً عصبي مزاج و افسرده بودندو هيچ مرجعي وجود نداشت كه مردم ستمديده از آن دادخواهي كنند

 

شاه اسماعیل صفوی كه پدرانش سنی شافعی بودند و مادرش مسیحی , خود شیعه امامی از آب در آمد، در حالی كه پدرانش، نسل اندر نسل، « شیخ» خوانده می شدند وهیچ كدام ادعای « سید» بودن نداشتند یكباره كشف می كند كه از سادات صحیح النسب است و جد هفتم شیخ صفی، كه «سلطان فیروز شاه زرین كلاه» نام داشته (به وجود واژگان سلطان و شاه و كلاه زرین در این نام دقت كنید) خود با چند پشت به امام موسی كاظم می رسیده است!

دولت صفوی اما هنوز از لحاظ دینكاران مذهبی دچار كمبود بود و، در نتیجه، به فكر این افتاد كه، برای ارشاد رعیت و تبلیغ مذهب تازه، تعدادی آخوند شیعه امامی را به ایران « وارد كند».  به نظر می رسد تحت شرایطی كه هنوز چند و چونش بر ما روشن نیست، دولت صفوی تصمیم می گیرد كه این «علماء» را بجای عتبات عالیات ((عراق امروز)) از « جنوب لبنان» یعنی« جبل عامل» به ایران بیاورد. مهاجران جبل عاملی هرگز خود را ایرانی نمی دانستند و به مصالح خاص این ملت فكر نمی كردند. در واقع همین خاصیت آنان را برای قزلباشان صفوی (كه خود اغلب از آناتولی می آمدند) جذاب می كرد. آیا قرار گرفتن جبل عامل در قلمرو روم شرقی می تواند سر نخی باشد؟ در آین مورد باید تحقیق كرد. هنگامي كه اشرف افغان به ايران حمله كرد، اين علما در مركز و غرب ايران پراكنده شدند،عده اي در كوهها و بيابان ها جان دادند و عده اي هم به روستا ها و شهرها پناه بردند. مقبره بسياري از اين علما بصورت زيارتگاه در آمد.امروزه بيشتر علمايي كه ما مي شناسيم از نسل علماي جبل عاملي هستند وبيشتر منسوب به شهرهاي مركزي و غربي ايران چون،بروجرد،اراك،گلپايگان، محلات و…مي باشند و به همين لقب ها شناخته مي شوند. 

با بالا گرفتن جنگ بین صفویان و عثمانی ها، و در پی شكست شاه اسماعیل در چالدران، و به پادشاهی رسیدن شاه طهماسب، پایتخت این خاندان به قزوین منتقل می شود و نخستین آخوندهای امامی جبل – عامل (همچون نورالدین علی بن عبدالعلی جبل عاملی ـ مشهور به «محقق ثانی») در این شهر به خدمت شاه صفوی می رسند….

با اين جنايات شاه اسماعيل در سن 14 سالگي در سال 882بر اريكه قدرت تكيه زد و خود را پادشاه ايران ناميد.و در كاخ هشت بهشت اقامت گزيد.او براي دستگاه عقيدتي قزلباش (ملاشمس لاهيجي )را به خدمت گرفت.(لاهيجي) كه وظيفه ارشاد و راهنمايي قزلباش را بر عهده گرفته بود حتي يك جلد كتاب مذهبي نداشت تا آن را مرجع خويش براي تعليم دين قرار دهد!  او كه بعد از پادشاه بالاترين مقام را داشت قزلباش را به دور خود جمع مي كرد و براي آنها داستان هاي كربلا، مضروب شدن فاطمه به دست عمر و سقط شدن فرزندش و ستم هايي كه بر اهل بيت پيامبر گذشت را تعريف مي كرد.  اینكه تشیع امامی چگونه انتخاب شد، چه كسانی در این انتخاب دست و نفوذ داشتند، و سر نخ ها به كجا وصل می شود هنوز مورد تحقیق تاریخی قرار نگرفته است.از طرف دیگرخود تاریخ نگاران صفوی نیز بر این واقعیت اذعان دارند كه در آن روز كسی هنوز دقیقاً نمی دانست كه اصول تشیع امامی چیست و چگونه می شود به آن « مشرف شد». 

در سراسر تبریز یك آخوند شیعه یافت نمی شد و مدت ها طول كشید تا توانستند چیزهائی همچون جمله « اشهد ان علی ولی الله» را به اذان اضافه كنند. شاه اسماعیل، در لوای مذهب تشیع امامی به سرزمین های مندرس و پاره پاره سنی نشین شرق قلمرو خود هجوم می آورد و با خونریزی هائی هولناك این سرزمین ها را به قلمرو حكومت منظم و به مذهب خود « مشرف» می كرد .جناياتي كه قزلباش براي گرفتن شهرهاي مختلف مرتكب شدند از شمار خارج است. او با ورود به اصفهان بخش عظيمي از مردم را قتل عام كرد و همه علما،فقها و مدرسان و اهل دانش را به كشتن داد. شاه اسماعیل بخصوص نسبت به فضلا و هنرمندان دگراندیش حساسیت فوق العاده نشان می داد. به حدی كه، كشتار وحشیانه او برای شیعه كردن مردم ایران زمین موجب هجرت عده زیادی از دانشمندان و هنرمندان ایرانی به خاك عثمانی از یكسو و به هندوستان، از سوی دیگر، شد.

توجه كنیم كه این دوران همزمان بود با آغاز نواندیشی های لوتر در قلمروی اروپای وحشت زده از عثمانی. یعنی، آغاز عصر روشنائی مذهبی در اروپا همزمان بود با آغاز پیدایش دولت شیعه امامی در ایران و آنچه كه اكنون به یادگار به ما رسیده،و خود شاهد آن هستیم.

از سوی دیگر، دولت عثمانی، در پی پیدایش دولت صفوی و ادعای شیعه بودنش، نسبت به شیعیان قلمرو خود حساسیت شدید نشان پیدا كرده و به آنان به چشم جاسوسان صفوی می نگریست. كشته شدن شیخ زین الدین جبل العاملی (كه اكنون با نام «شهید ثانی» شناخته می شود) خود نشانه ای از این حساسیت است. از آن پس بود ایرانیان رفته رفته با مذهب جدید خودشان آشنا شدند و آن دسته از آخوندهای جبل العامل كه می توانستند خود را به قلمرو صفوی برسانند به مشاغل مختلفی در منصب های دولتی(از جمله نظارت بر بقاء رونق یافته شیعه امامی در مشهد و قم و شیراز و قزوین) گمارده می شدند.از آن پس حكیمان و ادیبان و اهل تفكر جای خود را به مداحان و موعظه گران دادند. ریا و تذویر جای خود رابه خلوص و اعتقاد درونی داد. روضه خوانی و تعزیه, سینه زنی و قمه زنی در كشور رواج یافت و اماكن متبركه یكی پس از دیگری كشف شدند..واساس تغییرات بنیادی در این مذهب از آنجا آغاز شد كه فقه اصولی كه بر پایه تحقیق و استدلال و اندیشه بود كنار گذاشته شد و به جای آن فقه اخباری رونق گرفت.فقه اخباری اساس آن بر روایات و احادیث قرار دارد و به دنبال آن بحث و جدل,استدلال و اجتهاد( به معنای حقیقی آن) از مدرسه های مذهبی رخت بر بست.دولت های صفوی و حكومت های بعد از آن از و جود این دینكاران بهره فراوان بردند و هر زمان بانگ آزادی خواهی از مردم برخواست به نام دفاع از مذهب آن را در گلو خفه كردند. كه نمونه هایی از آن را در سرتاسر تاريخ چند صد ساله ايران شاهد هستيم.از جريان مشروطه گرفته تا امروز همه ی حوادث تاریخ اين كشور كه به هر نحو با اين مذهب و با اين دينكاران ریا پیشه در ارتباط است . (پایان) 

منــــــــــابــــــــــــع : 1- دو قرن سكوت- دكتر زرین كوب 2- نقش شاه اسماعیل صفوی در تاریخ ایران- امیر حسین خنجی 3- تاریخ اجتماعی ایران- مرتضی راوندی

 Image

 

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.